تبليغاتX
يادداشت هاي يك خيال باف - سمیه

يادداشت هاي يك خيال باف

...

می خوام سمیه ی قوی و شاد و سرحالم مثل همیشه ش باشه.

می خوام خوب شه تا بتونم دوباره بغلش کنم .می خوام این مریضی لعنتی دست از سرش ور داره.

نمی خوام درد بکشه. نمی خوام بمیره.

خدایا ! هستی؟

 

 

پ.ن. براش دعا کنین...شاید صداتون بهش  برسه.برای سمیه من دعا کنید.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 20:32  توسط خيال باف  |