تبليغاتX
يادداشت هاي يك خيال باف - ..

يادداشت هاي يك خيال باف

...

حس هاي دگرگونه اي با زندگي ام تجربه مي شود اين روزها،،گاهي هاج و واج مي ايستم و خودم را كنار زندگي ام و حس تازه ي بودن كسي در تك تك ثانيه هايم،،حتي هنگامه هاي نبودنش و تعلقي كه ديگر معلق نيست را زندگي مي كنم و باورم نمي شود كه راستي اين منم؟؟منم كه ديگر براي هميشه ما شده ام؟؟
عشق را پيش از اين نيز تجربه كرده ام اما اين عشق ..اين عشق مقدس كه با تمام سلول هايت وصل  ِكسي باشي ،،اين عشق مقدس كه نامش ازدواج است جور ديگري غرقت مي كند ،،جور ديگري متاثرت مي كند،،جوري بي كرانه و همه جانبه،،جوري والاتر از همه ي جور هاي عشق كه قابل تحسينند خودشان به خودشان..
خودم را مي بينم كه ما شده ام..
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 19:30  توسط خيال باف  |