تبليغاتX
يادداشت هاي يك خيال باف

يادداشت هاي يك خيال باف

...

پرده ي بيست وسوم:
توي شكم اين اتاق كسي لگد مي زند
ديگر وقتش رسيده است
صداي فرياد  چار ديوار را همه ي كوچه ها مي شنوند
توي كهنگي و نم و ناي يك هفت اردي بهشت تكراري
شايد
زاده بشوم امروز
خونين
در ديوار ديگري كه جاي شما را تنگ كنم
آنقدر وسيع
كه هرچه لگد بزنم
هيچ ديواري فرياد نشود
و آنقدر تنگ
كه شانه ام خرد شود دوباره
هزار باره
جنين بشوم
غمگين و تا خورده
محصور ديوار تنگ آشنايي كه سهم تنهاي من نيست
آقايان
خانمها
قابله هاي هرزه ي هر روزه
تلاش نكنيد
توي دنياي شما نمي آيم
فردا كه بشود
اين اتاق تنگ خفه مي شود
و دنيا تمام مي شود در من
مرده متولد ميشوم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:14  توسط خيال باف  | 

...طعم دلم شور است...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 10:13  توسط خيال باف 

چند وقتيه كه حوصله ي خيلي چيزا رو ندارم كه البته همه شونم بد نيستن ولي خب من حوصله شونو ندارم.
فك ميكنم "چند وقت"ديگه عبارت مناسبي نيس براي اين وضعم خيلي بيشتر از چند وقته .مدت هاست.نه يه جور افسردگي نيس شايد بشه گفت يه جور غم اما نه از اون نوعي كه آزار ميده ميشه گفت يه "بود" تازه كه هم خواستنيه هم ترسناك.بودي كه باعث شده هيچ نقشي تو زندگي ام اونقدرا مهم نباشه.
اينا رو گفتم كه به اينجا برسم:دوستاي قديمي تر ميدونن كه قبلا"توي اين آدرس مي نوشتم:
www.khialbaf.com
خونه ي  قشنگي هم بود تمام و كمال. ولي بعدا" به خاطر مشكلات سرورش كلا" از بين رفت .بماند كه چرا. اوايل تلاش كردم برش گردونم اما نشد من هم بي خيال شدم .پيرو همون بي اهميتي كه گفتم.
اينجا رو هم اتفاقي باز كردم اما وقتي مطلب قبليو توش نوشتم متوجه شدم كه داره ازش خوشم مياد اونقد كه چند دقيقه تماشاش كردم.درس مث حسي كه نسبت به يه عكس يا دستخط دوست داشني ميتوني داشته باشي .بنابر اين فكر ميكنم كه فعلا اينجا بنويسم.البته نميدونم تا كي.از دوستان قديم اونايي كه هنوز لينك خيال باف رو دارن هم خواهش ميكنم آدرس جديد رو بذارن.
سپاس و انشالله آغاز.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 15:6  توسط خيال باف  | 

سلام

دارم به كي سلام ميكنم نميدونم شايد به خودم

شايد اينجا بنويسم

شايد بنويسم

اينم از منزل نو...

اجاره ايه ولي بهتر از خونه ايه كه مال خودته اسما" ولي اختيار اومد و رفتش دست خودت نيس

باشه فعلا ...بعدا" حرف ميزنم

شايد بعدا" حرف بزنم

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 14:1  توسط خيال باف  |